هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )
74
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )
ايشان مشكل است ثانيا كينهاى مهلك بين خانوادهها بوجود مىآورد تا اين تهمت بىاساس را فرونشانند . حالا صحبت درباره براهوئىها يا دومين گروه بزرگ بوميان بلوچستان باقى مانده است . از آنجا كه مجبورم موارد تفاوت ايشانرا با بلوچها اظهار دارم فقط مشخصات معدود و خاصى را كه لازم دانسته و وضع براهوئىها را روشنتر مينمايد بيان ميكنم . ايل براهوئى نيز مانند بلوچها بطوايف و خيلهاى متعددى تقسيم شده است و مردم آن ، زندگى را هميشه در كوچنشينى و جابجا شدن ميگذرانند . كوچ براساس فصول سال انجام مىگيرد يعنى تابستان در محلى و زمستان در ناحيهاى ديگر از سرزمين بلوچستان بسر مىبرند و در واقع ييلاق و قشلاق دارند . همچنين بخاطر تأمين مراتع و علوفه دامهائى كه پرورش مىدهند بدنبال آب و علف در طول سال چندين بار محل سكونت خود را تغيير مىدهند موردى كه تقريبا در ميان اقوام بلوچ نادر است . در فعاليت ، كار ، قدرت ، و تحمل در برابر شدايد كمتر مردمى ممكنست از براهوئىها جلوتر باشند . سرماى نواحى كوهستانى بلوچستان و گرماى دشت پست كوچ گنداوا براى آنها يكسان بوده و به خوبى آن را تحمل مىكنند . از لحاظ قيافه و سيما چنان با بلوچها متفاوتند كه محال است فردى را از يك طبقه با طبقه ديگر يعنى براهوئى را از بلوچ تشخيص نداد و براهوئىها بر خلاف همشهريان خود كه صورتى كشيده و چهرهاى بلند و اندامى درشت دارند ، استخوانهاى كوتاه و كلفت و صورتى مدور و چهرهاى مسطح دارند . بايد بگويم كه من تابحال ساير اقوام آسيائى را كه به براهوئيها شباهت داشته باشند نديدهام زيرا عدهاى از ايشان موها و ريشهاى خرمائى رنگ دارند . در گلهدارى و دامپرورى و اهلى كردن دام و اشتغالات خانوادگى پركار و زحمتكشند و عدهاى كه در حوالى دشتهاى جنوبى كلات بسر مىبرند اراضى وسيعى را زير كشت گرفته و محصولاتى تهيه مىكنند كه براى فروش بهندوان و ساير تجار به شهرهاى كلات و بلا و حوضدار صادر مىشود . محصولات كشاورزى و فروش پنير و روغن حيوانى كه از دامها و